{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Problem, مشکل
در واژهنامه ترجمیک
متاسفانه جستجوی دقیق عین این کلمه یا عبارت، نتیجهای دربرنداشت.
معنی Problem, مشکل, معنی Pقخدکثوپ مشکل, معنی Problem, kalg, معنی اصطلاح Problem, مشکل, معادل Problem, مشکل, Problem, مشکل چی میشه؟, Problem, مشکل یعنی چی؟, Problem, مشکل synonym, Problem, مشکل definition,
معنی univocal
,
ترجمه univocal
به فارسی,
معنی prosthetic; ساختگى، مصنوعى
,
معنی دیوانگی، خشم، غضب، خروشیدن، میل مفرط، خشمناک شدن غضب کردن، شدت داشتن
,
ترجمه دیوانگی، خشم، غضب، خروشیدن، میل مفرط، خشمناک شدن غضب کردن، شدت داشتن
به انگلیسی,
معنی گره، گوی گلولهکردن، بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن، گلوله نخ
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی